23 صفحه
ایران سرزمینی پهناوری است. با سابقه تاریخی طولانی. در این گستره خاکی اقوام متعدد در طول سالیان متمادی با هم زیسته اند. کشور ایران دارای ترکیب شگفت انگیزی از آداب؛ رسوم، زبان و مذهب است. با وجود مجموعه این تفاوت ها عنصر ایرانی و ایران در طول تاریخ تداوم داشته. از طرف دیگر تاریخ ایران شاهد تلاشهایی است که قصد جدایی و استقلال از پیکره ایران را دارد. از نظر این پژوهش صرف وجود اقوام متعدد موجب حرکت های جدایی طلبانه نیست یا به تعبیر صحیح تر نفس وجود تفاوتهای قومی تضمین کننده بسیج قومی نیست. با نگاهی هر چند گذرا به تاریخ ایران صحت این مدعا ثابت می شو. با انتقاد از پژوهش تک عاملی تاکید این تحقیق بر مجموعه علل داخلی و خارجی است و با بررسی تاریخی قصد شناخت این عوامل را دارد.
سر برآوردن دوباره این حکومتهای تجزیه طلبانه در فردای انقلاب اسلامی 1357 حاکی از این مساله است که مشکل همچنان در طی این سالها ادامه یافته است. حوادثی که در سالهای نخستین پیروزی انقلاب در ایران رخ داد و طرح مساله خلق های ترکمن، عرب و کرد ... به خصوص از سوی گروههای چپ و نیز رویدادهای کردستان و نقشه های حزب بعث عراق برای خوزستان و حمله به ایران از جمله نشانه های تداوم این معضل (تجزیه طلبی) میباشد.
30 ص
چکیده :
در این مقاله راجع به گامهای مورد نیاز در نمایه سازی بحث می شود و درضمن بحث، مشخص می گردد که امروزه رویکرد متداول در نمایه سازی رویکرد مدرک مدار است. با این حال این رویکرد دارای مشکلات بسیاری است زیرا عوامل زمینه وابسته را در فرآیند نمایه سازی نادیده می انگارد.
در این مقاله به جای رویکرد فوق، رویکرد حوزه مدار در نمایه سازی پیشنهاد می شود و راجع به گستره وسیع تجزیه و تحلیلهای مورد نیاز، نیازمندی به مجموعه جدیدی از فعالیتها، تجزیه و تحلیل حوزه، نیازهای کاربران و نقشهای نمایه سازان در این رویکرد بحث می شود. در پایان مقاله نیز چنین نتیجه گرفته می شود که رویکرد دو مرحله ای نمایه سازی برای تشریح فرآیند نمایه سازی ناکارآمد است و رویکرد حوزه مدار به عنوان راهکاری کارآمد پیشنهاد می شود که در آن نمایه سازان برای موفقیت در فرآیند پیچیده نمایه سازی بصورت گام به گام راهنمایی می شوند.
کلیدواژه ها : نمایه سازی، تجزیه و تحلیلی حوزه ای، تجزیه و تحلیل موضوعی
مقدمه
هدف از نمایه سازی تعیین محتوای موضوعی مدارک و بیان آن در قالب واژه های نمایه ای ( مانند توصیفگرها، سرعنوانهای موضوعی، شماره های راهنما، کدهای رده بندی و... ) است تا بازیابی موضوعی ممکن شود. اغلب چنین تصور می شود که محتوای موضوعی مدارک برای یک نمایه ساز روشن است و نمایه ساز می تواند با یک بررسی و تحلیل ساده مدرک، محتوای موضوعی آن را مشخص کند. یکی از رویکردهای موجود در نمایه سازی، نمایه سازان را بر آن می دارد که مدارک را با توجه به نیازهای اطلاعاتی موجود در ذهن کاربران تجزیه و تحلیل کنند. در این رویکرد چنین استدلال می شود که محتوای موضوعی مدارک زمینه وابسته است. در این مقاله سعی می شود مفهوم تجزیه و تحلیل در نمایه سازی با ترکیب تجزیه و تحلیلهای حوزه ای و درنظر گرفتن دیدگاهها و نیازهای کاربران در فرآیند نمایه سازی تشریح شود.
نمایه سازی اغلب به دو رویکرد اصلی تقسیم می شود : رویکرد مدرک گرا[3] و رویکرد کاربرگرا[4].
(Albrechsten, 1993; Andersen & Christensen, 2001; Fidel, 1994; Hjørland, 1992; Mai, 2000; Soergel, 1985; P: 227 )
رویکرد مدرک گرا بر یک موجودیت و توصیف صادقانه آن تمرکز دارد((Soergel, 1985, P.227 و به نمایه سازان توصیه می کند که به متن و مطالب نوشته شده توسط یک مؤلف تکیه کنند (Lancaster, 2003, P.227 ). ایده اصلی در این رویکرد آن است که یک نمایه ساز محتوای موضوعی یک مدرک را تنها بر اساس بررسی و تحلیل خود آن مدرک انجام دهد و البته هدف از این کار، بازنمون مدرک به صادقانه ترین شکل ممکن و مطمئن شدن از اعتبار بازنمون موضوعی برای مدت زمانی طولانی است. پژوهشهای اخیر راجع به فعالیت نمایه سازان نشان می دهد که بسیاری از آنها در کار خود، کاربردهای متفاوتی را که یک فرد ممکن است از یک کتاب داشته باشد نادیده می انگارند ( Sauperl, 2004, P.61 ) و واژگان نمایه را تنها بر اساس بررسی و تحلیل مدرک انتخاب می کنند. گونه دیگری از این رویکرد با عنوان رویکرد مدرک مدار[5] مطرح می باشد. در این رویکرد نیز نمایه ساز یک مدرک را به عنوان هسته اصلی بررسی و تحلیل خود در نظر می گیرد لیکن به منظور انتخاب واژگان نمایه ای، سؤالاتی را برای خود مطرح می کند ( ISO, 1985, Section 6.3.3 ) . البته در هر دو رویکرد فوق – رویکردهای مدرک گرا و مدرک مدار- محتوای موضوعی یک مدرک را می توان بدون در نظر گرفتن هر گونه زمینه و یا کاربرد احتمالی خاصی تعیین نمود. این دو رویکرد تنها در مرحله انتخاب واژگان نمایه ای با یکدیگر تفاوت دارند. در رویکرد مدار واژگان نمایه بر حسب نیازها و پرسشهای کاربران انتخاب می شوند حال آنکه در رویکرد مدرک گرا در هنگام انتخاب واژگان نمایه ای نیازهای کاربران مورد توجه قرار نمی گیرد. در حقیقت در رویکرد مدرک گرا، یک نمایه ساز در زمان نمایه سازی یک مدرک از خود می پرسد که " چگونه باید این مدرک را برای کاربران قابل رؤیت کنم ؟ و یا چه واژه هایی باید برگزینم تا بتوانم دانش موجود در این مدرک را به علاقمندان آن منتقل سازم ؟" ( Albrechtsen, 1993, P.222 )
ایده اصلی در این رویکرد آن است که یک نمایه ساز می بایست در تعیین محتوای موضوعی یک مدرک و همچنین انتخاب واژگان نمایه ای، نیازهای اطلاعاتی کاربران و واژگان مورد استفاده توسط آنها را در ذهن داشته باشد. در این رویکرد، نمایه ساز نیازمند است تا دانش لازم را برای شناخت نیازهای کاربران بدست آورد تا بتواند محتوای موضوعی مدارک را تعیین کند حال آنکه در رویکرد مدرک مدار، نمایه ساز باید تنها در زمان انتخاب واژگان نمایه ای، نیازهای کاربران را در ذهن داشته باشد.
در این مقاله تلاش بر این است تا رویکردی برای نمایه سازی طراحی شود که در آن، ضمن توسعه سنت کاربرگرائی به عامل اساسی و با اهمیتی با عنوان حوزه در تحلیل و بررسی مدارک توجه شود. رویکرد حوزه مدار در نمایه سازی بر مبنای تفسیر رویکرد تحلیلی - حوزه ای از علوم اطلاع رسانی که توسط هژرلند و آلبرچتسن Hjørland and Albrechtsen, 1995) ) و هژرلند Hjørland, 2002) ) توصیف و مطرح شده است می باشد. نقطه قوت رویکرد حوزه مدار در نمایه سازی آن است که در آن، تحلیل مدارک بر پایه تحلیلها و یافته هایی که از مطالعه حوزه و کاربران بدست می آید انجام می شود. این بدان معناست که تحلیل محتوای موضوعی مدارک بر اساس شناخت حوزه های موضوعی و نیازهای کاربران صورت می پذیرد. البته نکته بحث انگیز هم همین است که نمایه سازان بر مبنای این رویکرد می بایست اهداف، مقاصد و فعالیتهای کاربران و حوزه های موضوعی مورد نظر را شناسایی و درک کنند تا این توانایی را بدست آورند که محتوای موضوعی مدارک را به بهترین شکل تعیین کنند.
در این مقاله، نخست شمه ای از طرز تفکر موجود در رابطه با نظریه ها و پژوهشهای حوزه نمایه سازی، البته با مد نظر قرار دادن مراحل موجود در این فرآیند مطرح می گردد و محدودیتهای تجزیه و تحلیل مبتنی بر ساختار و ویژگیهای مدارک مورد بحث قرار می گیرد. همچنین راجع به نقش زمینه در نمایه سازی نیز بحث و حوزه به عنوان جزئی از زمینه که می تواند در راهبری فرآیند نمایه سازی مورد استفاده قرار گیرد معرفی می شود.
در پایان مقاله نیز رویکرد حوزه مدار[6] در نمایه سازی معرفی شده و مورد بحث قرار می گیرد. این رویکرد با در نظر گرفتن تمام تحلیلها و نظرات پیشین، مراحل جدیدی را برای فرآیند نمایه سازی تعریف می کند. همچنین پیش داشته های یک نمایه ساز را برای تعیین محتوای موضوعی مدارک تعیین می نماید.
نمایه سازی و رهنمودهایی برای آن
نمایه سازی اغلب به عنوان فرآیندی چند مرحله ای توصیف می شود. در ساده ترین شکل، برای نمایه سازی دو مرحله تعریف می کنند. مرحله اول : تجزیه و تحلیل مدرک توسط نمایه ساز به منظور تعیین محتوای موضوعی آن و مرحله دوم : تبدیل محتوای موضوعی به واژگان نمایه ای.
35 ص
اهمیت جهانی گندم
حدود 350000 گونه گیاهی شناخته شده وجود دارد اما تنها 24 گونه آن 0یعنی 007/0 درصد از کل گونههای گیاهی موجود) برای رفع احتیاجات انسان برای غذا و الیاف به عنوان گیاه زراعی استفاده می شوند (ویتور ، 1980) به دلیل وابستگی شدید ما به تعداد معدودی از گونههای گیاهی ، رفاه بشر در آینده به شدت در گرو میزان شناختی است که ما درباره تولید و تطابق پذیری بالقوه این گیاهان کسب میکنیم (ایوانز 1975،) نه تنها تعداد این گونههای مورد استفاده بسیار محدود است بلکه سهم آنها در مجموع تولید نیز به یک میزان نیست. گندم نان بیشک در بین گیاهان انگشت شماری که به عنوان منابع غذایی در سطح گستردهای میشوند نقش عمدهای ایفا میکند و احتمالا محوری برای شروع کشاورزی بوده است.
مناطق کشت و میزان تولید گندم
گندم نان بین تمامی گیاهان زراعی بیشترین سطح زیر کشت را در جهان به خود اختصاص داده است ( بریگل و کورتیس، 1987، کنت و ایورس، 1944، اسلافر، ساتوره و آندره 1994) تقریبا یک ششم از کل زمین های زراعی جهان زیر کشت گندم است. در بین سالهای 1986 تا 1995 این سطح حدود 223 میلیون هکتار و میزان تولید آن حدود 545 میلیون تن بوده است ( داده ها از سازمان خوار و بار جهانی 1995-1988) نه تنها خود این اعداد نمایانگر بزرگترین سطح و بیشترین میزان تولید در مقایسه با دیگر گیاهان زراعی هستند بلکه اگر به جای کل ماده خشک تولیدی میزان کل پروتئین را در نظر بگیریم تفاوت نسبی بین گندم با برنج و ذرت حتی بیشتر هم خواهد شد. ( فیشر 1984) سطح زیر کشت و تولید گندم برای رسیدن به مقادیر کنونی نسبت به ابتدای قرن 20 افزایش چشمگیری یافته است ( اسلافر، ساتوره و آندره 1994).
علی رغم این واقعیت که از سال 1900 سطح زیر کشت و تولید گندم در سرتاسر جهان افزایش یافته ارتباط بین انها در طی قرن گذشته خطی نبوده است. نبود حالت خطی بین این دو تا حد زیادی ناشی از این واقعیت است که 1- تولید گندم به طور مداوم افزایش یافته در حالی که سطح زیر کشت به طور مشخص تنها در طی 50 تا 60 سال ابتدایی قرن گذشته افزایش پیدا کرده است و 2- عملکردهای گندم در طی نیمه اول قرن گذشته به طور آهسته افزایش پیدا کرد ولی پس از آن این افزایش سرعت بیشتری ( حدود 10 برابر ) پیدا کرد ( اسلافر، ساتورهة آندره 1994) به همین خاطر است که می توان برای دوره اغازین 1955-1903 رابطه خطی قوی مشاهده کرد که دارای شیبی اندکی بیشتر از یک است و این امر نشان دهنده این است که افزایش های عملکرد گندم سهم ثابت ولی اندکی ( حدود 21 درصد) در افزایش تولید گندم در طی این دوره داشته است. بنابر این عمده افزایش تولید گندم در طی این دوره از افزایش سطح زیر کشت ناشی شده است.
مقدمهای بر تجزیه و تحلیل فیزیلوژیکی – بوم شناختی عملکرد گندم. 1
مناطق کشت و میزان تولید گندم. 1
عملکرد گندم در نواحی مختلف و روند تاریخی.. 4
مراحل یا دوره های اصلی نموی.. 8
پویائیهای آغازش و ظهور اندامهای رویشی و زایشی.. 11
روابط درونی بین آغازش پریوموردیا و ظهور برگ.. 16
عوامل اصلی موثر ب طول مدت مراحل نموی.. 21
عوامل موثر بر سرعت دانه رشد دانه 25
مشخصات فایل
عنوان: مسائل با ابعاد بزرگ و الگوریتم تجزیه
قالب بندی :پاورپوینت
تعداد اسلاید: 38
محتویات
مسائل با ابعاد بزرگ و الگوریتم تجزیه
مسائل با ساختار خاص
مدلی با بخشهای مستقل
مسائل چند بخشی
مسائل چند دورهای
مسائل چند بخشی - چند دورهای
مبانی الگوریتم تجزیه
نمایش مجموعهی محدب بر حسب نقاط گوشهای
روش کاهش محدودیتها
روش تولید ستون
الگوریتم تجزیه
و . . .
مسائل با ابعاد بزرگ و الگوریتم تجزیه
به طور کلی مسائل برنامهریزی خطی به دو گروه عمده قابل تقسیم هستند: مسائل دارای ساختاری خاص و مسائل فاقد این ویژگی. شاید با بعضی از مسائل مانند مدل حمل و نقل، تخصیص و یا شبکهها که ساختاری خاص دارند، آشنا باشید. این مسائل به علت داشتن این ویژگی امکان استفاده از الگوریتمهای کارا تری از سیمپلکس را یافته و این امر موجب کاهش محاسبات میگردند.
دانتزیگ (Dantzig) تکنیکهای محاسباتی کارا را به منظور کاهش محاسبات به دو گروه تقسیم میکند. تکنیکهایی که موجب «کاهش تعداد تکرارها» میگردد و تکنیکهایی که «موجب فشرده شدن ماتریس معکوس» میشود. «الگوریتم اولیه - ثانویه» و «الگوریتم تجزیه» به ترتیب نمونههایی از این دو گروه هستند.
مسائل چند بخشی
یکی از متداولترین مسائل برنامهریزی خطی بزرگ مقیاس، مسائل چند بخشی است. مسائل چندبخشی بیانگر وضعیت شرکتهای بزرگی است که تعدادی شرکتهای فرعی تحت پوشش با بخشهای مختلف و نسبتاً مستقل از هم دارند. از آنجا که هریک از بخشهای شرکت صرفاٌ به دنبال بهینه کردن عملیات مربوط به خود است لذا مسأله تقریباٌ به چند مسأله فرعی تجزیه میشود. اما شرکت مادر به منظور ایجاد هماهنگی، کنترل و اعمال سیاستهای کلی خود بر شرکتها یا بخشهای تابعه، منابع و امکانات مشترکی را بین آنها تقسیم میکند که این منابع و امکانات در قالب مجموعه محدودیتهایی که در شکل صفحه بعد به صورت مستطیل ظاهر میشود، ارائه میگردند.
مشخصات فایل
عنوان: پاورپوینت درمورد تجزیه و تحلیل سیستم اندازه گیری MSA))
قالب بندی: پاورپوینت
تعداد اسلاید: 16
محتویات
تعریف سیستم اندازه گیری
هدف از تجزیه و تحلیل سیستم اندازه گیریMSA))
نوسانات و ارزیابی قطعه و سیستم اندازه گیری
ویژگی های یک سیستم اندازه گیری
انواع نوسانات در سیستم اندازه گیری
سوالات
قسمتی از مقاله
تعریف سیستم اندازه گیری: