تقسیم مراحل اعتباری در طول حیات انسان
67 صفحه
مقدمه :
سپاس خدایی را که اول است و پیش از او اولی نبوده و آخر اوست وپس از او آخری نباشد . خدایی که دیدگان از دیدنش ناتوان اند و اندیشه های وصف کنندگان از عهده ی وصفش برنپیایند . به قدرت و توانایی خود آفریدگان را آفرید و آنان را در اراده و خواست خویش به وجود آورد ، بی آنکه از روی مثال و نمونه ای باشد. سپس آنان را در راه اراده وخواست خویشتن روان گردانید و در راه محبت ودوستی به خود بر انگیخت. و از رزقی که عطا فرموده هر جانداری ر ا روزی معلومی قرار داده است. سپس از آن برای او در زندگی مدتی معلوم تعیین و پایانی معین قرار داده که با روزهای زندگیش به سوی آن پایان گام برمی دارد. در توحید و یگانگی اش راهنمایی مان فرموه و از عدول و کجروی و شک در امر خود دورمان ساخت. سپاسی که به آن از آتش دردناک خدا رسته به جوار رحمتش رهسپار شویم. سپاسی که به آن شانه به شانه مقربین از فرشتگان رفته ، جا را به آنها تنگ سازیم و به آن در سرای جاودانی، با پیغمبران و فرستاده اش گرد آییم. سپاسی را که حد آن را انتها ... نیست. سپاسی که موجب ... خشنودی و وسیله آمرزش ... و پناه از عذاب ... و جلوگیری از معصیت ... باشد.
تقوا
66 صفحه
مقدمه : این تحقیق برگرفته شده است از منابعی که نام آنها در ذیل تحقیق آورده شده است . با مطالعهی این منابع سعی نمودم تعریفی از تقوا و منشاء رو آوردن به تقوا و ثمرات آن و تأثیراتی که می تواند زهد و پرهیزکاری در کلیهی شئونات و مراحل زندگی برای هر شخص داشته باشد تا شخص در سایهی این تقوا بتواند انشاء الله به سعادت و زندگی اخروی دست یابد .
تقوا مصونیت است نه محدودیت
14 صفحه
سخن درباره عناصر موعظه ای نهج البلاغه بود ، از عنصر «تقوا» آغاز کردیم : دیدیم که از نظر نهج البلاغه ، تقوا نیروئی است روحی ،نیروئی مقدس و متعالی که منشاء کششها و گریزهائی می گردد ، کشش به سوی ارزشهای معنوی و فوق حیوانی ، و گریز از پستیها و آلودگیهای مادی ، از نظر نهجالبلاغه تقوا حالتی است که به روح انسان شخصیت و قدرت می دهد و آدمی را مسلط بر خویشتن و مالک «خود» می نماید .
فرانس دى وال - ترجمه کاوه فیض اللهى : اگر چه به نظر مى رسد داروین بیش از بیشتر معاصرانش با برداشت هاى اخلاقى این ایده ها مبارزه کرده است، اما نتوانست مانع از آن شود که نظریه اش ضمیمه نظام فکرى بسته اى شود که در آن فضاى چندانى براى همدردى وجود نداشت. این نظام توسط هربرت اسپنسر (Spencer.H) در تلفیق کلان جامعه شناسى، اقتصاد سیاسى و زیست شناسى به نهایت خویش رسید. براساس تلفیق او طلب سود شخصى، که خون حیات بخش جامعه است، به هزینه از میان رفتن فرودست ها موجب پیشرفت قوى تر ها مى شود. این توجیه دم دستى توزیع نامتناسب ثروت در دستان اقلیتى خوشبخت با موفقیت به دنیاى جدید صادر شد و جان راکفلر (Rockefeller.J) را واداشت تا توسعه یک تشکیلات کارى عظیم را «صرفاً نتیجه قانون طبیعت و قانون خدا»۴ تصویر کند.
تناسخ و معاد
23 صفحه
تناسخ از ریشه «نسخ» گرفته شده و از کلمات اهل لغت درباره این واژه، چنین بر مىآید که از آن، دو خصوصیت استفاده مىشود: 1 ـ تحول و انتقال.2 ـ تعاقب دو پدیده که یکى جانشین دیگرى گردد. (1) در آنجا که حکمى در شریعت به وسیله حکم دیگر برطرف شود، لفظ «نسخ» به کار مىبرند، و هر دو ویژگى به روشنى در آن موجود است، ولى آنجا که این لفظ در مسائل کلامى مانند «تناسخ» به کار مىرود تنها به ویژگى اول اکتفا مىشود، ویژگى دوم مورد نظر قرار نمىگیرد.مثلا خواهیم گفت: «تناسخ» این است که روحى از بدنى به بدن دیگر منتقل شود، در این جا تحول و انتقال هست ولى حالت تعاقب، که یکى پشت سر دیگرى در آید، وجود ندارد.و در هر حال شایسته است ما به انواع تحولها و نقلها اشاره کنیم:
1 ـ انتقال نفس انسانى از این جهان به سراى دیگر.