تأثیر ایثار در تکامل فرد
18 صفحه
ایثار یعنی ترجیح دادن منافع دیگران بر منافع خود. یکی از تأثیرات ایثار بر فرد افزایش روحیه همکاری در نوجوانان و جوانان است. با افزایش روحیه همکاری در جامعه نظم و انضباط خاصی حاکم می شود که این خود یکی از عوامل وحدت ملی در میان افراد یک جامعه است. در این صورت اگر حتی برای یکی از افراد مشکلی پیش بیاید افراد دیگر با فداکاری و ایثار مانع برهم ریختن این همکاری می شوند. تأثیر این روحیه در خانواده نیز منعکس می شود. در خانواده هم هرکس می کوشد تا نظم برهم نخورد. هم چنین چون ایثار یک ارزش اجتماعی است فرد را به یک انسان اجتماعی تبدیل میکند و چنین انسانی می تواند در اجتماع زندگی کند و نیازهای خود را با دیگران و همکاری و هماهنگی آن ها رفع کند.
یک نمونه از تأثیر ایثار بر فرد عزت نفس است و تکامل معنوی. حال اگر بخواهیم به بررسی این موضوع بپردازیم، باید ابتدا تعریفی از عزت نفس داشته باشیم. در واقع وقتی انسان ایثار میکند به یک تکامل نسبی می رسد که وقتی این ایثار به بالاترین درجة خود یعنی شهادت برسد، این تکامل به اوج خود می رسد.
تاثیر متقابل جهان بینی و اخلاق
34 صفحه
فصل سوم
بین جهانبینى و علم اخلاق تاثیر و تاثر متقابل وجود دارد; زیرا از یک سواخلاقیات (علم اخلاق) مانند منطقیات، طبیعیات و ریاضیات از علوم جزئىاست و زیر پوشش «علم کلى» (جهانبینى) قرار دارد; چون این علم موضوعخود راکهنفس و قواى آن است اثبات مىکند (1) ، چنانکه بخشى از اینها را همعلوم طبیعى اثبات مىکند، و از سوى دیگر علم اخلاق نیز درباره جهانبینىاظهار نظر مىکند; به این معنا که در علم اخلاق، ثابت مىشود جهانبینى توحیدى، خیر، ملایم با روح و امرى ارزشى و کمال روح است ولىجهانبینى الحادى، شر، زیانبار و قبیح است و براى روح پیامد ناگوارى دربر دارد.
در علم اخلاق، علوم نافع از علوم غیرنافع شناخته مىشود. پیغمبر اکرمصلى الله علیه و آله و سلم به ذات اقدس اله پناه مىبرد و مىفرماید: «اعوذ بک من علم لا ینفع، وقلب لا یخشع، ونفس لا تشبع» چون علوم از نظر نفع و ضرر به چند قسم تقسیم مىشود، بعضى از علمها نافعند و بعضى نه; بعضى از علوم مانند علوم الحادى، نه تنها نافع نیستند بلکه ضرر هم دارند و بعضى از علوم نه نافع هستند و نه ضار، مانند تاریخ بعضى از اقوام جاهلى که هیچ نکته آموزندهاى در دانستن آن وجود ندارد و هیچ اثر فقهى هم بر آن مترتب نیست.
البته برخى از بخشهاى علم تاریخ و نسب، فواید فراوانى دارد و از علوم نافع به شمار مىآید اما آشنایى با قواعد علمى مربوط به انساب و تاریخ اقوامى که آثار علمى یا صنعتى و هنرى از خود به یادگار نگذاشتند، صرف بیهوده عمر و اتلاف وقت است و مصداق علمى است که رسول خداصلى الله علیه و آله و سلم و امام هفتم (علیهالسلام) در باره آن فرمودهاند: «لا یضر من جهله ولا ینفع من علمه» .
بعضى از علوم فى نفسه نافعند ولى چون به مرحله عمل ننشستهاند علم نافع به شمار نمىآیند و این همان است که در بیان حضرت على (علیه السلام) آمده: «لا تجعلوا علمکم جهلا ویقینکم شکا اذا علمتم فاعملوا واذا تیقنتم فاقدموا» و نیز مىفرماید: «رب عالم قد قتله جهله وعلمه معه لا ینفعه» . بعضى از دانشمندان در عین حال که عالمند، جاهلند. چون عاقل نیستند کشته جهلند و علم آنان به حالشان نافع نیست.
تاریخ از منظر امام علی (ع)
48 صفحه
فرزندم ، اگر چه من به اندازه همه گذشتگان عمر نکرده ام ، با این حال در کارهای
آنان نگریستم و در اخبار آنان اندیشیدم و در آثارشان سیر نمودم ، به طوری که مانند
یکی از آنان گشته ام . بلکه از آن نظر که اطلاع از عموم سر گذشتشان پیدا کردم ،
گویی با همه آن مردم از اولین تا آخرین افراد آنان زندگی کرده ام و صاف آن را از
تیره اش و نفع آن را از ضررش شناختم .*
در مواردی متعدد از نهج البلاغه و قرآن مجید ، حاکمیت قانون د رهر دو قلمرو
حیات فردی و اجتماعی تصریح شده است . از آیات قرآنی و جملات نهج البلاغه به
خوبی می توان فهمید که تحولات و رویدادهایی که در فرد و اجتماع به جریان می افتد ، تصادفی و بی علت و به عبارت کلی تر خارج از قانون نیست . از آیات قرآنی و جملات نهج البلاغه این معنی را می توان به عنوان یک حقیقت پذیرفت که واقعیت چنان نیست که انسان ها، حتی دیگر جانداران و موجودات بی جان ، به حال خود رها شده باشند و در مجرای هستی ، هیچ چیز شرط هیچ چیز نبوده باشد .
تاریخ اسلام
42 صفحه
خصوصیات و نشانه های قوم یهود
در میان اقوام و ملل جهان ، هر قوم و ملتی به خصوصیتی شناخته شده است . ویژگیهای قوم یهود (پیامبران سه دین بزرگ یهودیت ، مسیحیت و اسلام از نسل حضرت ابراهیم هستند . او دو همسر به نام های هاجر (مادر اسماعیل و جد حضرت محمد) و ساره (مادر اسحاق و جد قوم بنی اسرائیل) داشت . یهودا یکی از فرزندان یعقوب بن اسحاق است که منشأ پیدایش و یکی از وجوه تسمیة قوم یهود و نسل بنی اسرائیل است . ابتدا و پیش از اسلام ، رابطة یهودیان و مسیحیان ، به خاطر موضع انکاری «احبار یهود» نسبت به حضرت عیسی خصمانه بود . این خصومت به ویژه با گسترش دین مسیح و بشارت انجیل که از سوی پولس حواری صورت پذیرفت ، تشدید شد و با پذیرش مسیحیت به عنوان آیین رسمی حکومت از جانب امپراتور روم، کنستانتین (312م) شدیدتر گردید .
تاریخ ولادت پیامبر (ص)
12 صفحه
تاریخ ولادت ( سال ، ماه ، روز )
در نزد مورخان شیعه و اهل سنت مشهور است که ولادت آن بزرگوار در سال چهارم هجری و در مدینه ی منوره بوده است چنانچه در تاریخ زندگانی رسول خدا (ص) نگاشته ایم ، و این قول را عموم اهل حدیث و تاریخ نیز نقل و انتخاب کرده اند ، از جمله علامه مجلسی ، شیخ مفید ، علی بن عیسی ادبلی ، ابوالفرج ، ابن شهر آشوب ، ابن اثیر جزری و ابن حجر عسقلانی .
در مقابل مورخان دیگری ولادت آن حضرت را سال سوم هجری ذکر کرده اند که از جمله ی علمای شیعه ، مرحوم کلینی (ره) و از دانشمندان اهل سنت واقدی و جمعی دیگرند. در مورد ماه و روز ولادت آن بزرگوار نیز شهود آن است که ولادت آن حضرت در پنجم ماه شعبان بوده ، و این قولی است که عموم اهل حدیث و مورخانی که در بالا نامشان را ذکر کردیم اختیار کرده اند . اقوال دیگری نیز مانند سوم شعبان و آخر ربیع الاول و سیزدهم ماه رمضان نقل شده است . که این دو قول اخیر مشهور نیست . و اما قول سوم شعبان نیز از نظر اهل تاریخ ضعیف تر از قول اول است . ولی مجلسی (ره) در بحارالانوار می گوید : «الا شهر فی ولادته صلوات الله علیه انه وله الثلاث خلون من شعبان . . . » یعنی : مشهورتر در ولادت آن حضرت سوم شعبان است .